سلام
پيش از آنكه دومين بخش از «پيشينه‌ي حمل و نقل در سامان» را برايتان منتشر كنم، چند نكته را خواستم با شما در ميان بگذارم:
نخست: باز هم براي چندمين بار از همه‌ي عزيزان بخاطر فاصله‌ي طولاني در بروز كردن وبلاگ پوزش مي‌خواهم.
دوم: در پاسخ به انتقاد بجاي آقاي اميري كه يادي از حاج آقا سليمي كرده بودند، بگويم كه مطالب اين بخش هنوز تمام نشده؛
سوم: در مورد عكس‌ها هم كه برخي از عزيزان مانند آقاي فرماني و ... بارها درخواست كرده‌اند، بگويم كه حتما عكس‌هاي پيشين و نيز عكس‌هايي جديد را دوباره منتشر خواهم كرد، اين مشكل بخاطر فيلتر كردن سايت‌هايي بوده كه عكس‌ها را از آنجا آپلود مي‌كردم.

اما بخش دوم:
پس از حاج حمدالله منصوري، گويا مرحوم مشهدي قربان يوسفي وارد اين عرصه مي‌شود و براي جابجايي مسافرين از اتوبوس‌هاي دماغدار قديمي ‏مارك «ماك» استفاده مي‌كند.‏
در آن زمان محل سوار و پياده شدن مسافرين به خيابان مرتضوي منتقل شده ‏بود، مرحوم يوسفي پس از آنكه مسافرينش را سوار مي كرد، بعدازظهر (حدود ساعت ‏‏6-7) از گاراژي در خيابان مرتضوي براه مي افتاد و فرداي آن پيش از ظهر به سامان ‏مي‌رسيد، يعني چيزي حدود 12 تا 15 ساعت اين سفر بطول مي كشيد. (حالا مقايسه ‏كنيد با سفرها 3 تا 30/3 ساعت امروزي!)‏
البته بعدها براي حركت به سامان، ساعت 7-8 صبح دوباره از همان پاركينگ ‏‏«نمكي» در ميدان اعدام بود.‏
اتوبوس‌ حدود ساعت 12 مي رسيد به ساوه و پس از يك و نيم ساعت توقف ‏براي ناهار و نماز دوباره به مسير حركتش ادامه مي داد و پس  از آنكه مسافرين تمام ‏روستاهاي اطراف را پياده مي كرد، تازه ساعت حدود 7-8 شب مي رسيد به سامان.‏
براي برگشت هم ساعت 7 صبح از روستا راه مي افتاد، مي رفت مسافرين ‏روستاهاي اطراف مانند: آغداش، قارلوخ، ياتان، مقصودآباد، خان آباد، كماللو، ‏جوشقان، سنگستان، آق قلعه، ينگي قلعه و ... را سوار مي كرد و حدود ظهر تازه به ‏طرف تهران حركت مي كرد و معمولا نيمه شب به تهران مي رسيد. ‏
كرايه اتوبوس‌ها در آن زمان  نفري 20 تا 25 ريال بود.‏