پيشگفتار (!): اميدوارم از اين همه تاخير پوزش بنده را پذيرا باشيد، يكي دوتا كار داشتم كه مي بايست روي آنها متمركز مي شدم تا تمامشان كنم، يكي شان يك آزمون مهم اداري بود و ديگري تحويل دادن پيش نويس يك كتاب كه چندماهي بود در تحويل دادنش تاخير داشتم. به هر حال هر دو به خير و خوبي گذشت!

به هر حال حتما در كودكي داستان هايي را برايتان خوانده اند (چه بسا الان هم شما براي كودكانتان مي خوانيد) كه در پايان و پس از آنكه دختر و پسر رويايي! (كه يكي از آنها حتما شاهزاده اي بود) به همديگر مي رسند، هفت شب و هفت روز جشن عروسي برپا مي شود و همه اهالي شهر يا روستا هم (با دعوت و بي دعوت) در آن جشن با شكوه شركت مي‌كنند.

 شايد اين حرف ها اكنون بيشتر به خواب و خيال بماند، كي ديده؟ كي شنيده؟ اگرچه همسن و سال هاي من يه چيزهايي يادشان مي آد! و بزرگترها كه حتما بيشتر يادشان مانده. به هر حال چنين جشن هايی حقيقت داشت و در ميان طوايف گوناگون با تشريفات و ويژگي هاي خاصي برگزار مي شد.

اما بعنوان مقدمه عرض كنم كه در زيستگاه‌هاي (جامعه) روستايي، ازدواج ها بويژه براي دختران بطور معمول در سنين پايين اتفاق مي افتاد كه دو دليل اصلي داشت:

1) تحميل شرايط ويژة اجتماعي و اقتصادي

2) وجود باورهاي مذهبي (مانند اين كه ازدواج راه پيشگيري از گناه است؛ يا زمين جواني را كه بي دليل ازدواج نكرده، نفرين مي كند! و .... )

همانطور كه گفتم مراسم عروسي در گذشته به معناي واقعي جشني پرشكوه و با مراسم و مقدمات ويژه بود كه حداقل چند روزي بخش بزرگي از اهالي روستا را از شرايط روزمره زندگي جدا مي كرد و شادي و سرور را به ميان آنها مي‌آورد؛

اگرچه در زمانة كنوني به دلايل گوناگون مادي و معنوي! اين مراسم، شهري! و گذشته از ويژگي هاي ظاهري مشترك مانند سوار كردن عروس خانم بر ماشين گل زده بجاي اسب، بسيار پرخرج و به همين دليل هم كوتاه شده‌ اند.

پس از این مقدمه کوتاه می خواهم بدانید که در سه ـ چهار قسمت بعدی پیرامون آداب و رسوم عروسي در روستاي سامان مطالبی را که گردآوری کرده ام، برایتان بازگو می کنم. البته بیشترین بخش اين نوشته نتيجه گفتگو با چند نفر از مادر بزرگ ها و پدربزرگ هاي ساماني است، در اين نوشته هفت شب و هفت روز عروسي بروشني توضيح داده شده، البته يادآوري اين نكته لازم  است كه تعدادي از گفتگو شوندگان بدليل گذشت زمان برخي جزئيات را بسختي بياد مي‌آوردند و حتي در مواردي با هم دچار اختلاف نظر مي شدند.

به هر حال اين مطالب را مطالعه كنيد و سپس با پدربزرگ و مادربزرگ هاي خود مرور كنيد تا با همديگر موارد لازم را اصلاح كنيم.