قصد دارم از اين شماره، مطالبي در مورد محله‌ها  كوچه‌هاي سامان بنويسم و براي شروع از «كند ايچي» يا «اندرونِ روستا» شروع مي‌كنم.

خب یه گریزی هم بزنیم به گذشته دیگه يعني زمانی که اتوبوس‌ها و مینی بوس‌ها آخر هفته‌ها از تهران به روستا می‌رسیدند و پس از به صدا در آوردن بوق‌های ممتد، خبر خوش ورود خود را به اهالي روستا اعلام می‌کردند. البته پيام ديگر این بوق زدن‌های ممتد این بود که به کسانی که چشم انتظار ورود عزیز و یا دریافت دست نوشته‌ای، امانتی‌ای یا سوغاتی‌های ارسالی از بستگانشان بودند، خبر بده که مي‌تونن در میدان «کند ایچی» جمع شوند.

(عكسي از "دينگه كوچه" يا كوچه‌ي بلند، همان كوچه‌اي كه از اين ميدان به طرف ساروقيه كشيده شده.)

و چه شلوغ می‌شد تو این میدون و گرم بود بازار روبوسی و حال و احوال پرسی.

امّا الان براحتی می‌شه حتّی اگه یکی دو ساعت کار تو روستا داشته باشی، صبح بزنی به جاده و عصری هم بر ‌گری تهران! آب از آب هم تکون نمی‌خوره!

یادش بخیر