از دیگر پی‌آمدهای ارتفاع بالای روستاي سامان در مقایسه با روستا‌هاي مجاور، دشواري در دسترسي به آب‌هاي زيرزميني است. منتها اين مشكل از چهار – پنج دهه‌ی پیش بیشتر خودش را نشان داد و تا زماني كه رودخانه‌ي بزرگ سامان و چشمه‌هاي اطراف آن، آب آشاميدني و كشاورزي روستا را تامين مي‌كردند، این مشکل به چشم نمي‌آمد، تا همین 20 – 30 سال پیش تو همین تابستون آب زیادی در رودخانه‌ی سامان جاری بود و حتی تا روستای کمالو در جنوب سامان نیز به حرکتش ادامه می‌داد. اما با كاهش تدريجي «دبی» یا آبدهی (ميزان عبور حجم آب در مدت زمانی معین مثلا یک ثانیه) رودخانه، آرام آرام ساکنین روستای سامان با مشکل تامين آب براي امور كشاورزي، بهداشتي و آشاميدنی روبرو شدند.

تا اواخر دهه‌ي 60 در سامان چند شير براي تامین آب بهداشتی تعبيه شده بود كه آب بهداشتی اهالی فقط از آنها قابل تامین بود و این شیرها هم به مخزنی متصل بودند که آب آن از چشمه‌اي روي همين «ساروقيه» تامین می‌شد و اهالي بايد براي استفاده از آب آشاميدني، با دبّه و ظروف مختلف، مدت زماني را در صف به انتظار مي‌ماندند. 

در همین رابطه هم یکی از برنامه‌های معمول روستا به ویژه در تابستان این بود که جمعی از مردان جمع می‌شدند و در مسیر جریان آب از مخزن به روستا حرکت می‌کردند تا این مسیر را از آلودگی یا هر مانعی پاک کنند که خود من وقتی نوجوان بودم در یکی از این دفعات با آنها به سمت دامنه‌های ساروقیه همراه شدم.  

با بروز مشکل کاهش تدریجی حجم آب رودخانه، حدود 30 سال پيش موضوع احداث چاه عميق در روستا پیش آمد و موضوعی که با موضوع بحث امروز ما ارتباط پیدا می‌کنه، یعنی ارتفاع روستای سامان این بود که از همان گام نخست موضوع این ارتفاع باعث شده بود تا حفر یک چاه عمیق با امّا و اگرهایی روبرو باشه و به همین دلیل آن زمان چندين بار به دليل تغيير در محاسبات و افزايش عمق حفاري، كار به طول كشيد و سرانجام اگه درست يادم مانده باشه به دشواري و در عمق حدود 140 متري بود كه چاه به آب رسيد.