«آقا چایی»، جاده‌ی اتصال بین قلعه‌بالا و قلعه پایین به شمار می‌ره.  البته باز هم علت نامگذاری آن چندان روشن نیست، راستش خیلی هم بررسی نکرده‌ام، برای همین اینجا تنها به بیان حدس و گمان می‌پردازم.

         اگه شروع این جاده را از نهر موسوم به «چای» بدانیم که تا حدود صد یا دویست متری با این رودخانه همراه می شه و پس از آن هم نهرهای فرعی آبیاری در کنار این مسیر ادامه پیدا می کنه، شاید بتونیم دلیل این نامگذاری با حدس بزنیم.

         این مسیر همیشه برای من رویایی بود، عبور کردن از میان مزرعه‌ها و به ویژه زمانی که وزش باد، درخت‌ها را تکان می‌داد و صدای به هم خوردن برگ‌ها تنها چیزی بود که به گوش می‌رسید و عجیب آرامشی می داد به آدم.

         در بخشی از این مسیر، حمام جدید و قدیم قرار داره، چرا جدید و چرا قدیم؟ به این خاطر جدید که این حمام درست یکی دو سال پس از انقلاب به عنوان یک حمام جدید بنا شد، امّا اگه اشتباه نکنم، تنها برای مدتی بسیار کوتاه مورد بهره‌برداری قرار گرفت که آن هم به دلایلی مثل نبود برق و این حرفا، تعطیل شد تا الان با تاریخچه ای حدود ۲۵ سال به یک حمام قدیمی! تبدیل شده است.

         این عکس‌ها تنها بخشی از این مسیر را نشان می‌دهند و می‌دانم که برخی از شما منتظر ادامه‌ی این عکس‌ها به خصوص در نزدیکی قلعه‌ی پایین هستید که به امید خدا در فرصتی مناسب در این مورد اقدام خواهم کرد.

باز هم مثل همیشه، براتون آرزوهای خوب می کنم. اینکه مثل خورشید گرماتون به دیگران بتابه و گرمای محبتتون دیگران را جذب کنید.