انتقاد کردن سادهترین کاری است که ما ایرانیها در این چند ساله یاد گرفتهایم ...
سلام به همهی عزیزان سامانی!
اظهار نظر دوست عزیزم سعید شکیبا (که مدتی است تنها از طریق همین وبلاگهای سامان افتخار آشنایی با ایشان و نظرات انتقادی تند و البته درست ایشان را داشته و فکر می کنم تاکنون افتخار دیدارشان رانداشته ام) در پست قبلی، باعث شد تا در مطلبی متفاوت از بقیهی مطالب این وبلاگ، چند خطی را به این موضوع بپردازم، حالا به عنوان درد دل یا ... هر برداشت دیگر!
شاید همهی شما مطلع باشید که دو سال پیش در کنار این وبلاگ، وبلاگ دیگری را به عنوان وبلاگ "سامان خبر" راه اندازی کردم (که آشنایی بنده با آقای شکیبا و البته نظراتشان، به آن وبلاگ بازمیگردد)، اما برخوردهای نابهنجار و دور از خرد و ادب برخی از همولایتی ها که با درج آن اخبار، آب به لانهاشان افتاده بود، باعث شد تا قید آن وبلاگ را بزنم! و فقط به این وبلاگ پژوهشی بپردازم و تمایلی هم ندارم که از آن دست مطالب در این وبلاگ راه باز کند!
روستای سامان مشکلات بسیار زیادی دارد، از اعتیاد جوانان و پیش از آن نبود شغل که بیش از ۵۰ سال است باعث شده تا جمعیت روستا از حدود ۳ هزار نفر به حدود ۳۵۰ نفر کنونی که آن هم بیشترشان پدر بزرگ و مادربزرگهایی هستند که در واقع آخرین نفسهای این روستا هستند، کاهش یابد.
جناب شکیبا، کسانی که آن زمینها و مخزن آب و آموزشگاه و ... خریدهاند، شاید به انگیزه مالطلبی این کار را کرده باشند، اما پرسش من این است من و شما در این میان چه کردهایم؟ اینکه کسی بیاد و امتیاز راه اندازی یک گاوداری را در روستا بگیره، آیا باید موجب ناراحتی ما بشه یا خرسندی که فاز جدیدی در روستا قراره شروع بشه؟ اینکه کسی بیاد و زمینهای تکهتکه شده را حالا با هر نیتی بخره و یکپارچه کنه تا به تولید صنعتی گندم برسه، این آیا باعث ناراحتی است؟ یا اینکه باید دست رو دست گذاشت تا زمینها بخاطر تقسیم ارث و میراث تکهتکه و از ارزش اقتصادی خارج بشه؟؟
انتقادات شما همهاش درست است، اما در مورد همین درمانگاه، زمانی که قصد کردم در آن وبلاگ خبری، اطلاع رسانی کنم، مگر به بنده (آن هم از سوی کسانی که ادعای فامیلی دارند)، تهمت نزدند که با خانم دکتر سر و سرّی دارم؟؟
انتقاد کردن سادهترین کاری است که ما ایرانیها در این چند ساله یاد گرفتهایم، اما کدام از ما یک قدم برای اصلاح حوزهای که از آن انتقاد میکنیم و در اینجا روستای آبا و اجدادی برداشتهایم؟؟؟
اگر فکر میکنید در این وبلاگ این انتقادها میتواند سرنوشت روستای سامان را تغییر دهد، من چه کاره هستم که جلوی آن را بگیرم، بفرمایید داخل، یا علی...