مروری بر فرهنگ شفاهی روستا (ناسزاها)-5
2 - ناسزاهایی که خواستار ناخوشی و بیماری هستن:
· سَطيل جمع اولموش = شاش بند اولای (شاش بند بشی)
· ناچاق اولموش (فلج بشی)
· يیگيد اولموش (جوانمرگ شدن )
· سانجولاموش (دل درد بگیری)
· قولو قوروموش، اَلي قوروموش (فلج شدن دست)
· قارا درد آپارسون (درد سیاه ببردت! یعنی دردی که اصولا درمانی ندارد و به واسطه آن از دنیا بروی!)
· جیگری یانموش! (جیگرت بسوزه! که به معنای آرزوی اینکه کسی در عزای جوانش یا عزیزش بنشیند!)
· «بِلی سینمیش» (کمر شکسته)
· آلله بِلیهَ وورسون (خدا به کمرت بزنه)
· دیلی بَندَ گِتمیش (زبونت بسته بشه)
· اوزوی سالّام سالّام اوسّون (از خجالت عرق شرم روی صورتت بنشیند)
· اوزوینَن کوتو چیخسین (گرفتاری به بیماری سالَک)
· اوزوینَن ماشارا چیخسین
· وورولموش (مورد اصابت قرار گرفته شده!) = یِر آغور گلمیش (گرفتار شدن به یه بیماری ناگهانی)
· بَنوویش اولای (کبود بشی)
دقت کنید از نظر ساختار دستوری، همگی آرزویی هستند! البته شاید معانی برخی از این ناسزاها نیاز به اصلاح داشته باشه که از دوستانی که تجربه ی بیشتری!! در این امر دارند، خواهش می کنم کمک کنند.
هم اکنون نیازمند یاری شما هستیم!