خب پس از یه وقفه در مورد بحث حمل و نقل اگه اجازه بدید، تاریخچه مختصر این بخش را تمام کنم، البته یه سری خاطرات از این رفت و آمدها باقی مونده که در فرصت های بعدی منتشر می کنم.

اما ادامه مطلب...

   از دهه‌ي پنجاه و با توليد انبوه ميني‌بوس در ايران، اين وسيله‌ي نقليه هم به جاده ها از جمله منطقه روستایی ما راه باز كرد، ضمن آنکه با توليد انبوه پيكان و ورود برخي خودروهاي خارجي امكان جابجايي با اين خودروها هم فراهم شد و تا حدودي از ضرورت و جايگاه اتوبوس‌ها در جابجايي مسافر كاسته شد.

    اين ميني بوس‌ها معمولا براي ساير روستاها مانند: آغداش، ياتان، مقصودآباد و قارلوخ هم سرويس مي‌دادند.

     از نخستين كساني كه با ميني بوس به كار حمل و نقل مسافر براي روستا اقدام مي‌نمودند مي توان آقايان محمد كيواني، سپس صفر فرماني و محمد باقري را نام برد.

    به تدريج و از دهه‌ي پنجاه برخي از اهالي با خودروهاي خود به روستا رفت و آمد مي كردند.

    در اين مرحله شاهد بوديم كه برخي از همشهريان مثل مرحوم حشمت اميري، مرحوم ولي غفاري، غلامی و محمد كيوان با وانت تويوتوهاي دو كابينه‌ بصورت محدود به جابجايي مسافر اقدام مي كردند.

    اما با ساخته شدن جاده‌ي شوسه و سپس آسفالت در سال ... امكان تردد با خودروهاي شخصي به  روستا بيش از پيش گسترش يافت.

    بويژه با كشيده شدن بزرگراه تهران ساوه و بهبود وضعيت جاده ساوه به همدان (كه پروژه تبديل آن به يك بزرگراه در دستور كار است) ضمن آسان تر شدن شرايط مسافرت، زمان نيز به شدت كاهش يافت. مقايسه كنيد زمان 13- 14 ساعت با اتوبوس‌هاي دهه‌ي چهل و پنجاه را با 3 تا 30/3 ساعت كنوني كه با تكميل بزرگراه ساوه به همدان اين مدت زمان شايد تا زير 3 ساعت هم كاهش يابد.