ادامة روز سوم ... حنابندان
همان طور كه گفته شد پيش از ظهر چنين روزي عروس و داماد هم براي دعوت و هم براي خداحافظي و اعلام اينكه زندگي مستقلي را شروع خواهند كرد، به در خانة بزرگان فاميل مي روند و در اين جريان نيز هدايايي به آنها داده مي شود.
اما براي حنا بندان:
هر دو خانوادة عروس و داماد پيش از فرا رسيدن غروب برنامه هاي جشن جداگانهاي برگزار مي كنند و پس از فرارسيدن شب، داماد و برخي همراهان و بستگان نزديك بمنظور برگزاري به همراه گروه موزيك ساز و دهل، حنا را به خانة عروس ميبرند.
بعد از برنامة شام كه معمولا خانوادة داماد و تعدادي از بستگان درجة يك آنها به خانة عروس دعوت مي شدند و پس از ترك محل از سوي ميهمانان دور، مراسم حنا بندان با حضور بستگان نزديك دو طرف برگزار مي شود.
مقداري حنابا يك اسكناس در دست عروس مي گذاشتند و يكي از خانم هاي فاميل عروس و يا آقا داماد بايد دست عروس خانم را باز مي كرد و آن اسكناس را بر مي داشت.
در جريان اين مراسم دو طرف لباس هاي و هدايايي را كه براي عروس و داماد تدارك ديدهاند، تقديم طرف مقابل ميكنند. از طرف داماد اقلامي شامل پارچههاي گران قيمت، دستكش، گيوه، كفش زنانه، لباس، عرقچين، جورابهاي دست بافت، كيسه و ليف و ... هديه ميشود.
پس از خاتمة مراسم، داماد خان نگون بخت! بايد بنابر هوش و ابتكار خودش، در فرصتي مناسب از دست جوانان فاميل و محلة عروس خانم ميگريخت وگرنه كتك مفصلي نوش جان مي كرد؛ براي گريز از اين مراسم خشن! راه ديگر غير از فرار اين بود كه مي بايست دست كرم در جيب ميكرد و هديهاي به اندازة جلب رضايت آنها ميپرداخت! (البته بلا تشبيه ياد مراسم داماد زنان سريال شب هاي برره افتادم!)