عروسي سنتي در سامان - روز سوم
روز سوم (شاواله):
كه به «شواله» يا «شاواله» Shavaleh موسوم بود كه در واقع به مراسم و برنامة دعوت از اهالي و فاميل از طرف نمايندگان دو طرف گفته ميشد.
با توجه به اينكه كارت عروسي و اين حرف ها نبود (كه روي آنها اشعار اجق وجق و عجيب و غريب بنويسند و با صد من سريش به مدعوين القاء كنند كه آه ما خوشبختترين زوج دنيا هستيم!)، به همين خاطر نمايندگان عروس و داماد به همراه خود آنها ـ اما بصورت دسته هاي جداگانه ـ با در دست گرفتن يك بسته شيريني يا تنقلات و خشكبار محلي (مثل: باستوق، گردو، كشمش و ...) به در خانة فاميل و آشنا مي رفتند و از آنها براي عروسي دعوت مي كردند؛ اگر طرف يك شيريني ـ يا چيزي كه آنها تعارف مي كردند ـ بر ميداشت، يعني كه دعوت را پذيرفته و گرنه، يعني كه نپذيرفته.
در جريان اين برنامه، دعوت شوندگان بر اساس توان خود يك پياله از مواد خوراكي (قند، شك و ...) يا تنقلات (گردو، بادام، كشمش و ...) به فرد دعوت كننده (كه معمولا خود عروس و داماد بودند) هديه مي دادند.
ويژگي اين برنامه اين بود كه دو دستة دعوتكننده، بايد در مسيرهاي جداگانه به اين دعوت اقدام مي كردند و بويژه عروس خانم بايد مسير حركت گروه را بگونهاي انتخاب ميكرد كه با شاه داماد يا ماه داماد امروزي! روبرو نشوند، چرا كه در اين صورت، داماد گردن كلفت! تمام هديه هايي را كه عروس خانم و همراهانش جمع كرده اند، از آنها مي گرفت!!
البته به نظر مي رسيد كه عروس خانم هم چندان بي ميل نبود كه مورد غارت آقا داماد قرار بگيره!