مروری بر فرهنگ شفاهی روستا (ناسزاها) -2
به هر حال و بدون تردید ناسزاگویی را باید یکی از نوآوری های بشر پس از فراگرفتن سخن گفتن بدانیم! البته میشه یه جورایی تصور کرد که بدون استفاده از کلام و زبان و به صورت غیرکلامی هم ناسزا گفت. پس از نوشتن این جمله، کمی که فکر کردم، دیدم ممکنه بشر حتّی پیش از ساخت زبان شفاهی، انواع ناسزاها را هم به صورت غیرکلامی، مثلا با ادا و شکلک درآوردن چشم و ابرو و ... یا حرکات دست و پا و از این حرفا ساخته بوده، ما که خبر نداریم، الله اعلم! مگه همین الان بخواهیم یکی را از راه دور بچزانیم! با حرکات ایما و اشاره و غیرزبانی نمی تونیم؟ من که یکی رو می شناسم استاد این کارهاست!
به هر حال به نظر میرسه که بشر اندر افتاده در این کرهی خاکی از همان اول که ناسزا گفتن بلد نبوده، چرا؟ خب به این خاطر که اون قدیم ها که آباء و اجداد ما لخت و پتی در غارها زندگی میکردند، زبان که بلد نبودن، به همین خاطر اگه کسی ناراحتشون میکرد، راحت با چماق یا نیزه یا سنگ واکنش نشون میدادن، به همین راحتی! دیگه طرف یادش میرفت اصلا اقدام ناراحت کنندهی دیگهای به ذهنش خطور کنه!
در واقع در آن دوران، اصل مهم، زور و قدرت بود، به همین خاطر اونایی که زورشون نمی رسید، همیشه دلگیر و افسرده و در این فکر بودن که چطوری میتونن تلافی کنن! تا اینکه زبان اختراع شد، و این پرسش، فرضیه ی اساسی شکل گیری انواع ناسزاها را می تونه توجیه کنه. به همین خاطر شاید گروه مظلومین یا کم زوران! را بتوان از بانیان اصلی اختراع زبان دانست! بالاخره فرضیه است دیگه. (اگه شما هم فرضیه ای دارید بفرمایید!) بر این اساس کسانی که زور دارن به احتمال زیاد هم پول دارن هم قدرت و کسانی هم که زور ندارن، احتمالا پول و قدرت ندارن و تنها می تونن به زبانشان بسنده کنن.
تا بعد عزت عالی مستدام